خرید بک لینک
تئاتریانو

خیلی تو این تئاتره بهم خوش میگذره تیمشون رو دوس داره همه خیلی خوبن

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:22

خله گفته بود امروز میاد ولی دیروز زنگ زد گفت فردا میاد...من که دیگه عادت کردم به این هر دفعه نیومدنا و تغییر تایما... وقتی هم زنگ زد بهش گفتم میدونستم که برا چی زنگ زدی...نمیخوام باهاش خوب تا کنم و نب

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:22

به جای همه روزای بد این چند ماهخوبمشادمو آروممبرای داشتنشلمس دستاشبغلشبوسیدنششونه هاشدستامون کنارهمخنده هاشوقتایی که میبینم داره بهم نیگا میکنهوجودشآخ که حاضر نیستم جاشو با هیچ احدالناسی عوض کنمبخاطر

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:22

هر وقت احساس خوشبختی میکنم و زندگیم خوبه باید بیام وسط این خونه ی کوفتی تا گند بزنن به حالم...

اعصاب نمیذارن برا آدم و بعد این بی اعصابی تاثیر میذاره روی رابطه ام با خله...

این واقعیت بیشتر عصبیم میکنه چون نمیخوام رابطه ام با خله بد شه... نمیخوام اذیتش کنم...

اون هیچ وقت وقتی زندگیش سخته چیزی به من نمیگه ولی بداخلاقیام زندگی رو براش سخت تر میکنه...نمیخوام اینجوری باشم

ولی تو خونه خیلی اذیتم مخصوصا الان... میخوام برم بیرون...میخوام نفس بکشم...خسته شدم از اینجا

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:22

<strong>تعطیلات</strong>

یه جوری استادامون برنامه گذاشتن برای این دوره تعطیلی که انگار قصدشون صرفا و صرفا قتلمون بوده ولی دستشون نمیرسه گفتن این کارا رو بریزیم سرشون

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:22

صفحه بندی